ترخیص کالا ، واردات ، صادرات ، ارزش گذاری ، تعیین تعرفه ، مشاوره

انجام کلیه امور ترخیص کالا در سریع ترین زمان و بیشترین کیفیت

ترخیص کالا ، واردات ، صادرات ، ارزش گذاری ، تعیین تعرفه ، مشاوره

انجام کلیه امور ترخیص کالا در سریع ترین زمان و بیشترین کیفیت

ترخیص کالا ، واردات ، صادرات ، ارزش گذاری ، تعیین تعرفه ، مشاوره

امروزه با توجه به وضع قوانین سخت گیرانه و جریمه های نقدی سنگین نیاز به مشاوره و آگاهی کامل قبل از هر اقدامی ، لازمه ی ترخیص کالا می باشد.

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

۴ مطلب با موضوع «تحلیل» ثبت شده است

سید حسین سجادی فر- تحلیل‌گر اقتصاد آب و محیط زیست

⭕️شهر هوشمند شهری است که بر اساس آخرین نظریه‌های تکامل یافته مدیریت شهری، بر پایه فنآوری اطلاعات و ارتباطات تاسیس شده است و از معیارهای اصلی حکمرانی هوشمند، شهروند هوشمند، محیط زندگی هوشمند، اقتصاد هوشمند، حمل و نقل هوشمند و انرژی هوشمند برخوردار است. شهر هوشمند یک منطقه شهری است که در آن از انواع گوناگون سنسورهای الکترونیکی برای جمع‌آوری و تحلیل اطلاعات در مدیریت دارایی‌ها و منابع شهری استفاده می‌شود. این فرآیند، شامل اطلاعات جمع‌آوری شده از شهروندان، دستگاه‌ها و منابع شهری است که پردازش و تجزیه و تحلیل می‌شوند تا به نظارت و مدیریت ترافیک و حمل و نقل، نیروگاه‌های تولید برق، تامین و توزیع آب، مدیریت زباله‌ها، اجرای سامانه‌های اطلاعاتی و مدارس و کتابخانه‌ها و بیمارستان‌ها و دیگر خدمات اجتماعی کمک کند. 
⭕️ایده شهر هوشمند، ترکیبی از ادغام فنآوری اطلاعات و ارتباطات و دستگاه‌های مختلف متصل به شبکه‌های اینترنت اشیاء برای بهینه‌سازی بهره‌وری از خدمات و کاربری‌های شهری و اتصال آن به شهروندان است. فنآوری‌های شهر هوشمند اجازه می‌دهد تا مقامات شهری با جامعه و زیرساخت‌های شهری و نظارت بر آن چه اتفاق می‌افتد و آن چه در حال تحول است، در تعامل مستقیم باشند. شهرهایی مانند سونگدو، سوون، سئول، استکهلم، واترلو در اونتاریو و کلگری در آلبرتا، تایپه، میتاکا، گلاسکو، نیویورک، لاگرانج در ایالت جورجیا و سنگاپور شهرهایی هستند که تلاش‌های ارزنده‌ای در زمینه شبکه‌های پرسرعت و خدمات الکترونیکی و... انجام داده‌اند.  
⭕️دولت‌های بسیاری در جهان در تلاش‌اند تا از جنبه‌های مختلف فنآوری در نظام‌های شهری استفاده کنند و خدماتی ارائه دهند که با صرف کم‌ترین زمان زندگی شهری، به بالاترین سطح بهره‌وری دست یابند. این بخش‌ها شامل حمل و نقل، خدمات آب و فاضلاب و برق، اینترنت پرسرعت، بهداشت و درمان، دولت الکترونیک و مشارک آحاد جامعه در امور شهری می‌باشد. 
⭕️باکیچی، آلمیرال و ورهم (۲۰۱۳) شهر هوشمند را شهری می‌دانند که از فنآوری اطلاعات و ارتباطات برای افزایش کیفیت زندگی ساکنانش استفاده کند، در حالی‌ که توسعه پایدار نیز ایجاد شود. شهر هوشمند در اواخر سال ۲۰۰۵ توسط برخی از شرکت‌های فنآوری مانند سیسکو (۲۰۰۵) و آی.بی.ام (۲۰۰۹) برای یکپارچه کردن خدمات و زیرساخت‌های شهری مانند ساختمان‌‌سازی، حمل ‌و‌ نقل، الکترونیک، تامین و توزیع آب و امنیت اجتماعی استفاده شده است. یک شهر هوشمند سه هدف جمع‌آوری داده‌ها، برقراری ارتباطات و آنالیز داده‌های مهم را دنبال می‌کند. 
⭕️در شهرهای هوشمند، سرمایه‌گذاری بر منابع انسانی، اجتماعی و زیرساخت‌های ارتباطی مدرن که سبب رشد پایدار اقتصادی-صنعتی و کیفیت بالای زندگی می‌شود، با مدیریت صحیح منابع طبیعی و از طریق مدیریت مشارکتی آحاد جامعه انجام می‌شود. در این شهرها به مواردی مانند ترافیک، آلودگی، بهبود کیفیت زندگی، بهینه‌‌سازی زیرساخت‌های شهری و… با رویکردی خلاقانه و نظام‌مند بر اساس ارتباط و تبادل اطلاعات پرداخته می‌شود. شهر هوشمند از لحاظ انسانی با مفاهیمی مانند شهر خلاقیت محور، شهر آموزش محور، شهر انسانیت محور و شهر دانش‌ محور پیوند نزدیکی دارد. 
⭕️در این شهرها تجهیزات هوشمند در تمام شهر قرار دارند تا شرایط و اوضاع را اندازه‌گیری و بررسی کنند. برای نمونه، کنتورهای هوشمند، میزان مصرف برق، گاز، آب را اندازه‌گیری می‌کنند. حسگرهای ترافیکی هوشمند، شرایط خیابان‌ها و ازدحام آن‌ها را گزارش می‌دهند. سامانه‌های موقعیت‌یابی جهانی هوشمند، مکان دقیق شهر، موقعیت جغرافیایی خیابان‌ها، ترافیک و… را گزارش می‌دهند. ایستگاه‌های هواشناسی شرایط جوی را گزارش می‌دهند. تلفن‌های هوشمند حسگرهایی دارند که می‌توانند فشارخون و سایر پارامترهای سلامتی را اندازه‌گیری کنند. برای انجام فعالیت‌های فوق، از شبکه‌های ارتباطی باسیم و بی‌سیم، مانند فیبرهای نوری، سرویس‌های بسته امواج رادیویی، کابل‌های مسی و… استفاده می‌شود.  
⭕️مهم‌ترین بخش در عرصه هوشمند سازی شهرها، بخش حمل ‌و نقل است که در آن از فنآوری‌های هوشمندی مانند بلیط‌های اعتباری، سامانه‌های هدایت و راهنمایی، مدیریت پارک، مدیریت ترافیک و… استفاده می‌شود. اهمیت این بخش، تقاضای بازار را در این زمینه به ‌شدت افزایش داده است. رشد سالانه بخش حمل ‌و نقل هوشمند، در سال‌های آینده ۱۵/۲ درصد برآورد شده که عامل اصلی آن، گسترش شهرنشینی، توسعه سریع شهرها و صنعتی ‌شدن است. به گزارش موسسه‌ی آلن مک آرتور، تا سال ۲۰۲۰، صنعت شهرهای هوشمند، بازاری معادل ۴۰۰ میلیارد دلار خواهد داشت و ۶۰۰ شهر را شامل می‌شود. این شهرها ۶۰ درصد از مجموع تولید ناخالص ملی جهان در سال ۲۰۲۵ تولید خواهند کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آبان ۹۸ ، ۰۹:۵۷
ابراهیم هوشیاری

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

⭕️انسان موقعی تصمیم به ازدواج می‌گیرد که می‌بیند سود آن بیشتر از سود مجرد ماندن یا ادامه دادن جست‌وجوی همسر مناسب‌تر است. به همین ترتیب، شخص متأهل زمانی به ازدواجش پایان می‌دهد که می‌بیند سود مجرد شدن یا ازدواج با فرد دیگری بیش  از زیان جدایی، از جمله زیان‌های جدایی جسمانی از فرزندانش، تقسیم دارایی‌های مشترک با همسرش، هزینه‌های قانونی طلاق، و غیره است. از آن‌جا که افراد بسیاری هم برای ازدواج دوباره پیدا می‌شوند، می‌توان گفت بازار ازدواج هم وجود دارد.

⭕️شما ممکن است با این نگاه به ازدواج و عشق موافق نباشید اما گَری بِکِر اقتصاددان آمریکایی در کتاب «رویکرد اقتصادی به رفتار انسان (1976)» چنین تحلیلی از ازدواج ارائه کرده است. مایکل سندل هم در کتاب «آن‌چه با پول نمی‌توان خرید: مرزهای اخلاقی بازار» (1393) آن‌را ذکر کرده است. 

⭕️مایکل سندل در این کتاب نمونه‌های بسیار متعددی از بازاری‌شدن و رسوخ کردن پول به عرصه‌هایی که پیش‌تر تجاری، پولی و بازاری نبوده‌اند ارائه و تحلیل می‌کند. برخی از آن‌ها عبارتند از:
🔹فروش حق تردد در خط ویژه
🔹فروش حق شکار کرگدن در معرض انقراض 
🔹جریمه تخطی از تک‌فرزندی در چین
🔹جریمه کردن والدینی که دیر برای بردن فرزند خود به مهد کودک مراجعه می‌کنند
🔹پرداخت پول به زنان معتاد در ازای عقیم کردن آن‌ها
🔹دادن پول به ازای اهدای خون به خون‌دهندگان
🔹فروش امضای بازیکنان مشهور
خرید و فروش نوبت در صف‌های طولانی
🔹بازار سیاه بلیت کنسرت
🔹پول دادن به دانش‌آموزان که بیشتر کتاب بخوانند
🔹کرایه دادن پیشانی برای تبلیغات شرکت‌ها

⭕️اگر بازاری شدن و وارد شدن روابط پولی در این عرصه‌ها باعث کارآیی اقتصادی بیشتر بشود، خوب است؟ آیا مجاز هستیم بازار را به این عرصه‌ها وارد کنیم؟ سؤال مهم‌تر این است که آیا چیزی هست که با پول نتوان خرید؟ 

⭕️مایکل سندل در کتابی چالش‌برانگیز، حاوی سؤالات عمیق درباره فلسفه بازار و فلسفه اخلاق، و در عین حال بسیار روان و بدون استدلال‌های پیچیده که برای عموم کتاب‌خوان‌ها هم جذاب است، تلاش می‌کند «حد و مرزهای اخلاقی بازار» را مشخص کند. 
سندل نشان می‌دهد بازاری شدن هر چیزی باعث نمی‌شود ارزش واقعی‌اش را پیدا کند. انسان به صورت برده در برهه‌ای از تاریخ، بازاری شد، اما ارزش‌اش از دست رفت. او سپس نشان می‌دهد که نباید گذاشت مفهوم زندگی خوب از گفتمان عمومی دور شود و همه چیز به دست بازار بیفتد. 

⭕️سندل استدلال می‌کند که بازار برخی ارزش‌ها و فضیلت‌ها را فاسد می‌کند و به ارزش‌گذاری پولی چیزهایی – مثل محیط‌زیست، خانواده، بدن، آموزش عالی و حتی حق نام‌گذاری - می‌انجامد که عمیقاً با اخلاق در ارتباط هستند. او نشان می‌دهد پولی شدن معنای فضیلت‌ها را عوض می‌کند و حتی باعث از میان رفتن مسئولیت اجتماعی می‌شود. 

⭕️سندل معتقد است بازاری‌شدن همه چیز اخلاق را کنار می‌زند اما ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که برخی چیزها – مثل دوستی یا جایزه نوبل – را نمی‌شود با پول خرید و اگر بخرید، ارزش آن از دست می‌رود. او اعتقاد دارد بازاری‌شدن همه چیز، بالاخص آن‌هایی که به دلایل اخلاقی نباید بازاری شوند، عدالت، برابری و زندگی مدنی را از میان می‌برد. ازدواج را هم بر اساس این نگاه سندل، باید به گونه دیگری دید. 

✅اهمیت کتاب برای ایران امروز
جامعه ایران امروز در بین همه مناقشات‌اش، شاهد مناقشه بین طرفداران بازار و کسانی است که از بازاری‌شدن نگران هستند و توسعه بازارها را عمدتاً تحت عنوان نئولیبرالیسم نقد می‌کنند. این کتاب اولاً نشان می‌دهد که خطرات بازاری‌شدن چیست و ورود بازار به چه عرصه‌هایی باعث فساد، نقض اصول اخلاق و از میان رفتن فضیلت‌های مدنی می‌شود. 
کتاب ثانیاً با نشان دادن عرصه‌هایی که بازاری‌شدن در آن‌ها خطرناک است، دفاعیه‌ای از بازار در سایر عرصه‌هاست. این کتاب برای دقیق شدن نقدها علیه بازار بسیار کارآمد است. گروهی به هر صورتی از بازار می‌تازند و گروهی دیگر بی‌محابا از بازار - بی‌قید و شرط – دفاع می‌کنند. کتاب سندل برای افزایش دقت در نقد و پذیرش بازار، الهام‌بخش و جذاب است. 
این کتاب انسان را به خوبی با طیفی از استدلال‌های اخلاقی و شیوه استدلال در نقد بازار یا دفاع از آن آشنا می‌کند.
 
⭕️سندل، مایکل. (1393) آن‌چه با پول نمی‌توان خرید: مرزهای اخلاقی بازار. ترجمه حسن افشار. نشر مرکز.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آبان ۹۸ ، ۰۹:۵۳
ابراهیم هوشیاری

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

 ⭕️ مدتی است که «سرزنش اخلاقی» اقشار و گروه‌های مختلف بابت مالیات ندادن، مُد شده است. دو گروه اصلی که بیشتر هدف این سرزنش‌ها قرار گرفته‌اند عبارتند از الف. پزشکان و ب. سلبریتی‌ها یا اینفلوئنسرهای اینستاگرام که بابت تبلیغات در صفحه‌های‌شان درآمدهای هنگفت دارند.

 ⭕️ اول، گرفتن مالیات بنیان دولت‌مندی (Stateness) و یکی از بنیادی‌ترین وجوه شهروندی و حق اعمال حاکمیت است. سطح توسعه‌یافتگی حکمرانی و ظرفیت حکومت را می‌توان در قدرت مالیات‌ستانی عادلانه و کم‌خطا، به علاوه ظرفیت استفاده حکومت از مالیات‌ستانی برای پیشبرد اهداف توسعه و ابزار تنظیم‌گری (نه صرفاً کسب درآمد) سنجید. دادن مالیات هم عمل اخلاقی پسندیده است.

 ⭕️ دوم، علی‌رغم باور فوق، مالیات دادن داوطلبانه اگرچه رفتار اخلاقی است، اما در طول تاریخ، محاسبه عقلانی و نفع‌طلبی بر مالیات دادن غلبه داشته است. انسان‌ها تمایلی به دادن مالیات ندارند. فرهنگ‌سازی (به معنای مصطلحی که در ایران کاربرد دارد) نقش مهمی در مالیات دادن ندارد. شهروندان کم‌وبیش در همه جهان، اگر بتوانند مالیات نمی‌دهند.

 ⭕️ سوم، دو دسته ظرفیت در درون حکومت سبب می‌شود که توان گرفتن مالیات افزایش یابد:

🔹اول، توان فنی حکمرانی برای شناسایی درآمدهای افراد، جلوگیری از مخفی‌کاری و بالا بردن احتمال گیر افتادن و مواجه شدن با مجازات‌های ناشی از تخلف مالیاتی، با خطای کم. 

🔹دوم، کارآمدی حکمرانی به نحوی که اعتماد نهادی و اجتماعی خلق شده و شهروندان متقاعد شوند شیوه استفاده از مالیات‌ها کارآمدی و برای خیر جمعی است. این دومی، تمایل فرد برای فرار مالیاتی را کاهش می‌دهد و مکمل ظرفیت جلوگیری از تخلف مالیاتی می‌شود.

 ⭕️ چهارم، اغلب شهروندان که مالیات می‌دهند، از جمله کارمندان یا کسانی که درآمد و حقوق‌شان را با کسر مالیات می‌پردازند، امکانی برای فرار مالیاتی از محل این گونه درآمدهای‌شان ندارند و این نوع مالیات پرداختن، فضیلتی اخلاقی به حساب نمی‌آید، بلکه ناگزیر است.

 ⭕️ پنجم، حکمران در درجه اول نمی‌تواند ظرفیت‌های خود نظیر تکنیک‌ها و ابزار حکمرانی را وانهد، شناخت‌هایش از درآمد مشمول مالیات را کامل نکند و ظرفیت نظارت قانونی بر شهروند را فروبگذارد و از شهروند – خواه پزشکان باشند یا سلبریتی‌های اینستاگرام – انتظار داشته باشد اخلاقی عمل کنند و خودکار مالیات بدهند. بدتر آن‌که با سرزنش‌های اخلاقی، منازعه اجتماعی را تشدید کند.

 ⭕️ ششم، اگر شماری از پزشکان درآمدهای نجومی دارند، محصول سامانه معیوب نظام بهداشت و درمان ایران است؛ و اگر شماری از ایشان مالیات نمی‌پردازند، معلول نقصان حکمرانی در استفاده از ظرفیت‌های شناسایی درآمدهای پزشکان و مالیات‌ستانی است. این نقصان حکمرانی است که ظاهرا قانون مشخصی برای کسب درآمد از تبلیغات در فضای مجازی برای اشخاص ندارد.

 ⭕️ هفتم، همه کسانی که از تبلیغات در فضای مجازی درآمد دارند، گردش مالی در حساب‌های بانکی دارند و این نقصان حکمرانی است که قادر نیست درآمدهای مشمول مالیات ایشان را شناسایی کند یا می‌تواند این توانایی را مبنای مالیات‌ستانی قرار نمی‌دهد. 

⭕️ هشتم، حکمرانی که قادر نیست درآمدهای مشمول مالیات را شناسایی کند – خواه با گذاشتن پوز یا بدون آن – و توسط هر کسی از جمله سلبریتی‌های اینستاگرام، ناچار دست به دامن سرزنش اخلاقی می‌شود.

 ⭕️ نهم، آیا کشورهای پیشرو در مالیات‌ستانی، قبل از اختراع دستگاه پوز، قادر بوده‌اند درآمد مشمول مالیات گروه‌های پردرآمد خود – از جمله پزشکان – را شناسایی کنند؟ بله. پس ظرفیت مالیات‌ستانی تابع نصب دستگاه پوز نیست. ابزارهای متعدد دیگری از جمله حساب‌های بانکی یا مالیات بر مصرف هم در اختیار است. سلبریتی‌ها هم حساب بانکی دارند. و مصرف می‌کنند.

⭕️ دهم، فرار از مالیات، گریز از مسئولیت شهروندی و غیراخلاقی است، اما حکومت معلم اخلاق نیست، مسئول اثربخش و کارآمد اداره کردن است. مسئولیت شهروندی هم در حکمرانی کارآمد بهتر رشد می‌کند. 

 ☑️⭕️ تجویز راهبردی

⭕️ شهروند باید اخلاقی زندگی کند، اما حکمرانی نمی‌تواند در درجه اول بر «انتظار اخلاقی زیستن» شهروند بنا شود. 

⭕️ شهروندان می‌توانند از یکدیگر انتظار اخلاقی عمل کردن داشته باشند، اما حکمران باید به بهبود سیاست‌ها، ابزارها و فنون حکمرانی خود در چارچوب قانون بیندیشد. 

⭕️ حکمران باید مالیات بگیرد و انتظار دادن مالیات نداشته باشد، و در همان حال چنان کارآمد و عادلانه عمل کند که شهروند از مالیات گرفتن حکمران، احساس خسران نکند؛ و چنان شفاف باشد که شهروندان بدانند برای چه چیز مالیات (انواع مالیات) می‌پردازند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آبان ۹۸ ، ۰۹:۵۱
ابراهیم هوشیاری

علی سرزعیم-تحلیل‌گر اقتصاد

⏰زمان مطالعه: ۴ دقیقه

⭕️دو کشور را تصور کنید. کشور اول کشوری است که در آن معلم حوصله ندارد همه ساعت را تدریس کند، کارمند حوصله ندارد همه ساعت کار کند و کار مراجعه‌کننده را راه بیاندازد، استاد حوصله ندارد منابعش را به روزرسانی کند، دانش‌آموز و دانشجو پیوسته تمنا می‌کند که حجم مطالب تدریس شده کمتر شود تا امتحان آسانتر شود، پلیس حال ندارد تا گشت‌زنی دقیقی انجام دهد تا مجال کمتری برای دزدی ایجاد شود و بیشتر با همکارانش در خودروی پلیس گپ می‌زند، مهندسانش نیز پیوسته دنبال سفر خارجی برای ایجاد قراردادی برای واردات ماشین آلات جدید و حداکثر نصب آن‌ها هستند. خلاصه همه خسته هستند و نیازمند استراحت و بازنشستگی زودهنگامند! البته کار در چنین شرایطی سخت نیست ولی زندگی سخت خواهد بود و از این شرایط چیزی جز توسعه نیافتگی بیرون نمی‌آید. این وضع یادآور کشور آلبانی است.

⭕️کشور دیگر، کشوری است که در آن معلم می‌داند اگر همه ساعت را تدریس نکند بالاخره بازخواست خواهد شد، کارمند می‌داند که اگر بخشی از زمان را به چک کردن ایمیل و یا تلگرام بازی تلف کند و کار را به عقب بیاندازد مواخذه شده و احتمالا شغلش را از دست خواهد داد، استاد می‌داند که اگر ارزیابی تدریسش به دلیل کهنه بودن مطالب پایین باشد اخراج می‌شود، دانشجو می‌داند که آه و ناله برای تخفیف در تدریس افاقه نخواهد کرد و باید به تلاش خود بیافزاید، پلیس می‌داند که افزایش گزارشات دزدی از یک محل، او را زیرسوال خواهد برد و به رغم تمایل ذاتی به تنبلی با جدیت کار خود را دنبال خواهد کرد. در این فرهنگ سن بازنشستگی پیوسته بالا برده می‌شود و به افراد القا می‌شود که تا 65 سال که قطعا شادابی و توان کار کردن دارند و حتی می‌توانند تا 70 سال کار کنند. روشن است که کار در چنین شرایطی سخت است اما زندگی در آن آسان خواهد بود که از آن به توسعه‌یافتگی یاد می‌شود. این وضع یادآور کشور آلمان است. 

⭕️بنابراین یا باید در کار سختی نکشید ولی در زندگی سختی کشید و انتظار توسعه نداشت یا باید در کار سختی کشید ولی در زندگی آسوده بود و توسعه یافت. آیا به طور منطقی ممکن است در کار سختی نکشید اما زندگی آسوده‌ای داشت؟ اگرچه به طور منطقی ممکن نیست اما درآمدهای نفتی چنین حالت غیرمنطقی را ممکن کرده است: کشورهای عربی جنوب خلیج فارس را نگاه کنید تا با این پدیده غیرمتعارف آشنا شوید! البته روشن است تا وقتی درآمد نفت هست چنین حالت متناقضی ممکن است. 
حال با خود فکر کنیم که ما ایرانیان به کدام دسته شبیه هستیم؟ آلبانی‌ها، آلمانی‌ها یا کشورهای نفتی؟

⭕️به نظر می‌رسد ما نیز الگوی کشورهای نفتی را دنبال کردیم. کم کار می‌کنیم، کم کاری را به واسطه مشکلات کلان کشور توجیه می‌کنیم، پیوسته غر می‌زنیم و عملکرد ضعیف خود را به نبود امکانات یا ضعف سیستم مدیریتی نسبت می‌دهیم ولی با صدای بلند انتظار داریم تا رفاه سوئیس را داشته باشیم و حقوقی معادل شاغلان کشورهای پیشرفته داشته باشیم. هنوز رویای بازگشت قیمت نفت به بالاتر از 110 دلار را در سر می‌پرورانیم و رفاه آن دوران را حالت طبیعی کشور می‌دانیم و شرایط کشور در حالت تحریم فروش نفت را غیرطبیعی قلمداد می‌کنیم. 

⭕️متاسفانه در فرهنگ کاری ما عناصری است که اگر مراقب نباشیم ما را به آلبانی شدن سوق می‌دهد: جملاتی مثل اینکه شتر را با بارش برده‌اند حالا شما روی انجام این کار سخت‌گیری نکن، مملکت را آب برده تو به چی گیر داده‌ای، تا وقتی سیاست خارجی صلح‌آمیز با ابرقدرت‌ها نداشته باشیم همه تلاش‌ها بی ثمر است، یک اختلاس کم شود مشکل رفاه همه حل می‌شود، عذر کسی را نباید بابت کم کاری خواست چون نباید آب باریکه ای قطع شود، اکثر شغلهای ما سخت و زیان آور است چون زندگی در این سرزمین و این شرایط سخت و زیان است پس باید به هر بهانه بازنشستگی زودهنگام را تسهیل کرد، ...

⭕️تردیدی نیست که این به معنی آن نیست که نباید فساد را نابود کرد یا اثرات منفی فساد و نقش سیاست خارجی مشوق تجارت و اقتصاد را نادیده گرفت بلکه به این معنی است که نباید فرهنگ کار را نابود کرد. اگر فرهنگ کار مشوق تنبلی، بی عاری، عدم جدیت و سخت‌گیری، تحمل از زیرکار دررفتن و مجازات نکردن و عدم حساسیت به کم کاری شود، حتی اگر فساد از بین برود و روابط خارجی تسهیل کننده روابط اقتصادی شود، توسعه به سادگی محقق نخواهد شد زیرا همین فرهنگ خود مانعی برای اصلاح شیوه حکمرانی و انتظام اقتصاد خواهد شد. 

☑️⭕️بیاییم باور کنیم که تقدیر ما آلبانی شدن یا آلمانی شدن نیست بلکه این تدبیر ماست که به کدام سو برویم. لذا قدر کسانی را که اهل سستی در کار نیستند و علی‌رغم شرایط نامساعد کلان کماکان روی وجدان کاری و استانداردهای سخت‌گیرانه در انجام کار پافشاری می‌کنند بدانیم.
 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آبان ۹۸ ، ۰۹:۴۸
ابراهیم هوشیاری